Untitled design (1)

چگونه یک استارتاپ سخت‌افزاری داشته‌باشیم؟

ایجاد یک استارتاپ موفق بر اساس یک محصول فیزیکی، پر از چالش‌هایی است که بسیاری از آن‌ها غیرمنتظره هستند. تصمیم‌گیری برای تولید یک محصول سخت‌افزاری و سپس تاسیس یک شرکت برای آن، به معنی آگاهی از مراحل ایده اولیه تا موفقیت در بازار است.

راه‌اندازی یک شرکت به همان اندازه که چالش برانگیز است هیجان‌انگیز نیز هست؛ به ویژه اگر هدف شما استارتاپ سخت‌افزاری باشد. ایجاد یک محصول سخت‌افزاری شامل حل یک مشکل با ارائه‌ی یک محصول فیزیکی، نمونه‌سازی اولیه آن، تولید تعداد مناسبی از محصول برای بازار هدف، توزیع آن‌ها و مراحل دیگر است.

به عنوان یک سازنده خیلی راحت است به صورت مستقیم سمت طراحی و اجرا برویم؛ اما ممکن است یک اشتباه در تعریف اولیه کار صدمه‌ای بزند که جبران دوباره آن خیلی سخت‌تر باشد- خیلی بیشتر از حوزه نرم‌افزار.

در این مسیر با ما همراه باشید. ما با تکرار سریع چرخه “یادگیری، ساخت و اندازه‌گیری” پیش می‌رویم. هدف از هر تکرار، بیشترین یادگیری از کمترین تلاش است. تصمیم بگیرید معیار اندازه‌گیری‌تان را چه چیزی قرار می‌دهید، نظرات و بازخوردها را جمع کنید، خلاصه کنید و به جلو بروید.

 

گام اول: تحقیق

اولین نکته اصلی این است که تکنولوژی محصول شما به خودی خود جالب نیست و مسئله‌ مهم این است که مصرف‌کنندگان با محصول شما چه می‌کنند. فهم این موضوع برای مهندسین سخت است، اما در ساخت یک محصول جواب به ۳ پرسش زیر به فهم شما نسبت به این موضوع کمک می‎کند:

  • محصول شما چیست؟
  • چه کسی آن را می‌خرد؟
  • چرا باید آن را بخرند؟

از خودتان بپرسید سریع‌ترین مسیر برای رسیدن به جواب این سوالات چیست؟ می‌توانید به سمت مشتریان و مصرف‌کنندگان بالقوه بروید. اما قبل از اینکه جواب این سوالات را پیدا کنید، هیچ توجیهی برای ساختن نمونه اولیه وجود ندارد. در این مرحله شما باید با ۵ نفر (یا ۵۰ نفر بستگی دارد به محصول و مشتریان شما) خیلی سریع مصاحبه کنید، ایده خود را اصلاح کنید، دوباره مصاحبه کنید و این فرایند را تکرار کنید. با انجام این کار تمام تعصبات خود را از بین می‌برید و یادگیری خود را افزایش می‌دهید.

 

گام دوم: ساختن حداقل محصول قابل عرضه

هنگامی که شما دانش لازم را به دست آوردید، زمان آن رسیده است که اولین “حداقل محصول قابل عرضه (Minimum Viable Product)” سخت‌افزاری خود را بسازید. اما فراموش نکنید ما اینجا هستیم تا یادگیری خود را افزایش دهیم نه اینکه محصول نهایی را بسازیم. با سوال کردن از خودتان شروع کنید:

شما نیاز دارید که چه چیزی را یاد بگیرید؟

بزرگترین ریسکی که می‌خواهید کاهش دهید چیست؟ (این ریسک می‌تواند ریسک تکنولوژی باشد یا ریسک تعاملات با مشتریان)

معیار شما برای تایید یا رد فرضیات چیست؟ چه نوع تست‌هایی می‌توانید انجام دهید؟

در طی این مرحله شاید تکرارهای زیادی باید انجام دهید تا تصویر واضحی از چیزی که می‌خواهید بسازید و کسانی که می‌خواهند از آن استفاده کنند، برای خود ایجاد کنید. قانون مهم در این مرحله این است که اگر از یک سیم نصب استفاده شده یا نوارهای لوله‌ای یا قطعات پلاستیکی استفاده نکردید، خیلی دور رفتید! این مرحله زمانی نیست که ظاهر طرح را اصلاح کنید بلکه باید چیزی بسازید که فقط کار کند.

نکته مهمی که در ایجاد حداقل محصول قابل عرضه وجود دارد این است که بتوانید مشکلی را به ساده‌ترین شکل ممکن حل کنید. بازار پر از محصولات پیچیده است، بنابراین محصول شما باید بهتر از سایر گزینه‌های موجود عمل کند. به عنوان مثال، ردیاب‌های تناسب اندام شرکت Fitbit، در ابتدا فقط تعداد گام‌ها و خواب افراد را ثبت می‌کرد. اما با گذشت زمان، این شرکت عملکردهای بیشتر و بیشتری را برای حل یک مشکل اساسی به دستگاه‌های خود اضافه کرد.

 

گام سوم: نسخه آلفا

تبریک می‌گویم! شما اکنون یک نمونه اولیه دارید که کار می‌کند و تنها مسئله‌ای که احتمالا باعث خجالت شما شده است، ظاهر آن است. حال زمان آن است بیرون بروید و بازاریابی کنید.

از کوچکترین بازارها برای تست محصول خود استفاده کنید. در این بازارها شانس زیادی وجود دارد که محصولاتی وجود داشته باشند که کارآمد نیستند و می‌توانید محصولاتی را جایگزین کنید؛ اما باید زمان بیشتری برای اثبات ارزش محصول خود برای کاربران صرف کنید. از این زمان استفاده کنید و روابط نزدیک‌تری با کسانی که محصول شما را تست می‌کنند، برقرار کنید. اگر خیلی خوش شانس باشید شما شبکه ارتباطی خواهید ساخت که وقتی بخواهید وارد بازار شوید به عنوان پشتوانه و نیروی قدرت شما خواهند بود.

 

گام چهارم: نسخه بتا

بعد از آنکه دیتاهای مورد نیاز برای تولید محصول و کسب‌وکار خود (نرخ بازگشت سرمایه، قیمت مناسب، تیپ شخصیتی کاربران) را جمع‌آوری کردید، شما آماده هستید که به سمت مشتریان سخت‌گیرتری بروید.

اکنون زمان آن است تا فرآیند طراحی صنعتی را شروع کنید. از نمونه‌های اولیه‌ای استفاده کنید که در زندگی واقعی مصرف‌کنندگان بالقوه، کاربرد دارد و حتما مشتریان موجود خود را درگیر کنید. با سرعت به جلو بروید و محصول خود را اصلاح کنید. می‌توانید برای محصولتان از تکنیک‌های ساخت سریع نمونه اولیه استفاده کنید و تست A/B روی محصولتان انجام دهید (دقیقا مثل نرم‌افزار).

حالا شما با کمک یک طراحی ساده وسیله الکترونیکی را ساخته‌اید که نمونه بتای محصول شماست. در این مرحله باید بازار هدف و مشتریان خود را مشخص کنید. مطمئن شوید که مشتریان نمونه بتای شما، همان‌ مشتریان هدف هستند که مشخص کردید- این کار باعث حداکثر یادگیری شما تا این مرحله خواهد شد. اگر می‌توانید تلاش کنید تا مشارکت‌ها را افزایش بدهید و این نشانه بزرگی برای اصلاح مسئله/راه کار شماست. اگر آنها بخواهند در این مشارکت شرکت کنند پس حاضر هستند دوباره محصول شما را هم بخرند.

 

گام پنجم:  عکس‌العمل- اصلاح- بهبود

محصول شما با مشتریان واقعی زندگی می‌کند، این حقیقت باعث می‌شود قسمت سخت ماجرا تازه شروع شود. مشتریان واقعی مشکلات واقعی را با خود می‌آورند: خواسته‌های جدید، موارد استفاده جدید، راه‌های جدید تغییر ظاهر و شکنندگی محصول. (صبر کنید! چرا محصول خود را می‌خواهید دور بیندازید؟)

اما می‌توانید از روابط دوستانه‌ای که با مشتریان خود ایجاد کرده‌اید، استفاده کنید و یادگیری خود را افزایش دهید و طراحی خود را بهبود ببخشید. در این مرحله از روشِ عکس‌العمل- اصلاح- بهبود استفاده کنید:

عکس‌العمل: یعنی سریع‌ترین حالتی که شما می‌توانید تلاش کنید بفهمید چه اتفاقی می‌افتد و اشتباهات را پیدا کنید (حتی اگر مشتری ایرادات نابه‌جایی می گیرد، اگر به آن فکر نکنید و بی‌توجه باشید اشتباه شماست).

اصلاح: سریع‌ترین راه‌حل یک مشکل خاص را، برای همه مشتریان موجود، پیدا کنید (چندین‌بار به صورت کامل آن را بررسی کنید).

بهبود: طراحی خود را بهبود دهید تا مطمئن شوید این اتفاق دوباره نمی‌افتد. مهم‌تر از آن فرآیندتان را بهبود دهید تا مطمئن شوید مشکلات را قبل از اینکه پیش بیایند، فهمیده‌اید.

در پایان باید روابط دوستانه خیلی خوبی با مشتریان خود داشته باشید. زمان درخشش شما فرارسیده است، خدمات مشتریان خود را بهبود ببخشید. در طی این فرآیند از طریق تکرارهای زیاد، به سرعت نسخه‌ی قدیمی را جایگزین و تجهیزات کاملتری را به محصولتان بیافزایید. در نگاه اول ممکن هست بی‌فایده به نظر بیاید. اما این طور نیست، این یک پیشرفت است!

 

گام ششم: رشد کنید

شما طراحی محصول را به وسیله مشتریان و مصرف‌کنندگان خود تایید کردید و حال زمان ساخت محصول رسیده است. در این مرحله آخرین کارهای مربوط به طراحی محصول خود را انجام ‌دهید و به سمت مقیاس بزرگ تولید بروید.

روی جزئیات کوچک، مانند طراحی رفترچه راهنمای استفاده و بسته‌بندی، متمرکز شوید. همچنین این مرحله را با کاربر تست کنید و روی آن کار کنید- جعبه‌گشایی یا unboxing محصول شما، بخش مهمی از تجربه‌ی کاربران است که روی ساخت برند شما تاثیر می‌گذارد.

 

خلاصه

ساخت سخت‌افزار سخت است؛ اما با طی کردن مراحلی که در اینجا گفته شده به شما در جلوگیری از اشتباهات فاجعه‌آمیز و ارتباط با مشتریان کمک می‌کند. هنگامی که حس می‌کنید شکست خورده‌اید، می‌فهمید که همه چیز از بین نرفته است، چرا که ایجاد یک رابطه خوب با مشتریان به شما کمک می‌کند تا هنگام بروز مشکلات، بر آن‌ها غلبه کنید.

مانند هر چیز در زندگی، شما باید دو قدم جلوتر برنامه‌ریزی کنید، روی مراحل بعدی تمرکز کنید و برای حرکن در همه زمان‌ها آماده باشید.

پاسخی بگذارید

خواهشمند است نام خود را بنویسید.
لطفا پیامتان را بنویسید.